پرش به محتوای اصلی
اخبار

کرسی علمی ترویجی با موضوع تحلیل کلام درونی در فلسفه زبان فارابی برگزار شد

۱۴۰۵/۰۴/۲۳

کرسی علمی ترویجی با موضوع تحلیل کلام درونی در فلسفه زبان فارابی، با ارائه دکتر محمودرضا مرادیان، عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان برگزار شد.

پیش‌زمینه و جایگاه مسئله

ابونصر فارابی، بنیان‌گذار فلسفه اسلامی، در رویکردی نوآورانه، زبان و منطق را به‌گونه‌ای به هم پیوند می‌زند که از ریشه‌شناسی مشترک «نطق» و «منطق» آغاز می‌شود و خاستگاه منطق را به سمت زبان سوق می‌دهد. این پیوند، زمینه‌ساز نظریه‌ای در باب نسبت عقل و زبان می‌شود که در آثار او چون *احصاء العلوم* و *الحروف* به تفصیل آمده است.

محرک اصلی فارابی برای این تأملات، مناقشه‌ای تاریخی میان ابوبشر متی بن یونس (منطقی) و ابوسعید سیرافی (گرامرین) بود که به دفاع انحصاری از دستور زبان در برابر منطق انجامید. فارابی با الهام از این مجادله، کوشید تا نسبت زبان و منطق را در چارچوبی از شمول متقابل تبیین کند.

تحلیل کلام درونی و بیرونی: ساختار سه‌گانه

فارابی در نظریه خود، سه ساحت برای زبان قائل می‌شود که با ساختار وجودی انسان پیوند دارد. نخستین ساحت، نفس ناطقه است که همان قوه تعقل و نیروی متمایزکننده انسان به‌شمار می‌رود و بنیاد وجودی زبان را شکل می‌دهد. دومین ساحت، نطق درونی نام دارد که شامل معقولات و مفاهیم ذهنی است که در نفس جای دارند و محل تقرر عناصر زبانی به‌شمار می‌روند. سومین ساحت، نطق بیرونی است که همان الفاظ و عباراتی هستند که با صدا ادا می‌شوند و تجلی و ترجمان نطق درونی محسوب می‌گردند.

از دیدگاه فارابی، نطق درونی مفهوم بنیادین و نطق بیرونی ترجمان آن است.

او با تأکید بر این تفکیک، منطق را نه صرفاً علم الفاظ، بلکه علمی می‌داند که قواعد هر دو نوع سخن را در بر می‌گیرد. به بیانی دیگر، منطق، قوانین هر دو گفتمان درونی و بیرونی را ارائه می‌دهد و انسان را از خطا در هر دو قلمرو بازمی‌دارد.

دو کارکرد اساسی این نظریه

نخستین کارکرد، به نسبت منطق و دستور زبان (گرامر) بازمی‌گردد. فارابی بر این باور است که منطق، قوانین همگانی و مشترک میان تمام زبان‌ها را در سطح نطق درونی ارائه می‌دهد؛ در حالی که دستور زبان (نحو) به قواعد جزئی و ویژه هر زبان در سطح نطق بیرونی می‌پردازد. منطق همچون دستور جهانی عمل می‌کند و الفاظ هر زبانی، ابزارهای قراردادی برای بیان معانی همگانی هستند.

بنابراین، منطق از نظر موضوع با نحو اشتراک دارد، زیرا قواعد الفاظ را بررسی می‌کند، اما از آن جهت که به قواعد همگانی می‌پردازد، از نحو متمایز می‌گردد.

دومین کارکرد، به ریشه‌یابی زبانی و نشانه‌شناسی مربوط می‌شود. فارابی در کتاب *الحروف*، زبان را زاییده نیاز انسان به برقراری ارتباط با دیگران می‌داند.

او پنج مرحله برای تکوین زبان برمی‌شمارد که از اشارات اولیه آغاز و به شکل‌گیری حروف، کلمات و سپس سخن منجر می‌شود. الفاظ، نشانه‌هایی قراردادی هستند که معقولات ذهنی را به ذهن مخاطب منتقل می‌کنند و فرایند «کلام» را ممکن می‌سازند.

از نگاه فارابی، غرض اصلی کلام، انتقال معنا از درون (باطن) گوینده به درون شنونده است و الفاظ، ابزارهایی برای این انتقال به شمار می‌روند.

نتیجه‌گیری و اهمیت نظریه

نظریه کلام درونی و بیرونی فارابی، با الهام از ارسطو اما با نوآوری در تلفیق دستور زبان عربی با منطق یونانی، مبنایی برای جهانی‌سازی منطق فراهم کرد.

این نظریه، فارابی را در زمره نخستین فیلسوفانی قرار می‌دهد که به تحلیل فلسفی زبان در سنت اسلامی پرداختند و می‌توان آن را نقطه‌آغاز زبان‌شناسی ساختارگرا در جهان اسلام به شمار آورد.

گزارش تصویری

۱۴۰۵/۰۴/۲۳ - ۰۵:۳۵
۵۴ بازدید